احمد مبلغي درگفت وگو با شفقنا مطرح كرد: دلالت هاي سه گانه در قرآن کریم بر کرامت انسان

استاد حوزه علمیه قم معتقد است: کرامت انسانی از نظر قرآن کریم ذاتی و اصیل است و جنبه ثبوتی دارد و در این میان کرامت برای انسان به ما هو انسان در نظر گرفته شده است.

حجت الاسلام والمسلمین احمد مبلغی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) با اشاره به آیات متعددی در قرآن کریم مبنی بر وجود کرامت انسانی اظهارکرد: ثبوت کرامت وجودی و ذاتی برای انسان را از چند خاستگاه مطالعاتی در قرآن می توان به دست آورد.

او تصریح کرد: خاستگاه اول صراحت قرآن به این موضوع است مانند آنجا که می فرماید«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا» و خاستگاه دیگر آنکه مخاطب خطاب های قرآن کریم انسان است.

رییس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی با ذکر این مطلب که خطاب در قرآن در مواردی به مومنان و مسلمانان تعلق یافته است، عنوان کرد: قرآن کریم در بخش های قابل توجه و گسترده ای انسان را مخاطب قرار داده است و این خطاب فرع بر داشتن قابلیت کرامت در انسان است.

او ادامه داد: ممکن است برخی خطاب به انسان را دلیل بر ثبوت کرامت بالقوه برای انسان بدانند؛ در حالی که چنین نیست و انسان بالفعل دارای کرامت است؛ زیرا خطاب به انسان در آیات قرآن کریم اولا همیشه متضمن درخواست از انسان نیست تا گفته شود در صورت انجام آن، انسان کرامت پیدا می کند بلکه بخشی از خطاب ها این است که خداوند انسان ها را متوجه نعمتی می کند که این نعمت در انسان وجود دارد و دیگر این که قرآن کریم در برخی آیات خود توصیه هایی از انسان دارد که اساس آن به صورت وضعی فطری در وجود انسان است مانند احترام به پدر و مادر و در واقع در این موارد قرآن درخواست هایی فراتر از آنچه در چارچوب اسلام مطرح است را ارایه می کند که نشان می دهد انسان دارای کرامت است .

حجت الاسلام والمسلمین مبلغی گفت: خاستگاه سوم مطالعاتی برای کشف نگاه کرامت بار قرآن به انسان این است که بخشی از دستورات و درخواست های قرآن که به مسلمانان متوجه شده است از آنان می خواهد که «بر و نیکی» به غیر مسلمانان کنند.

او با اشاره به این که نیکی و بر دایره گسترده ای دارد و شامل اخلاق، رفتار و خدمات انسانی می شود، گفت: با توجه به این که بر و نیکی امری انسانی است یا دست کم جنبه های بالاتر آن برای انسان است، چنین درخواستی از مسلمانان در قبال غیر مسلمانان نشانگر این است که قرآن مصرف کننده نیکی را انسان و دارای کرامت انسانی می بیند.

استاد حوزه علمیه قم یادآور شد: وقتی چنین درخواستی (نیکی به غیر مسلمانان) از انسان می شود یعنی قرآن کریم بالذات برای انسان کرامت قائل است والا اگر کرامت تنها شامل مسلمانان می شد چنین درخواستی معنا نداشت.

او تاکید کرد: انسان بالاصاله دارای کرامت است و اگر در قرآن در مواردی مانند آیه «بل هم اذل...» پست به دلیل کارهای ناشایستی شمرده می شود به معنای آن است که کرامت وی نزد خداوند از بین رفته است و این کرامت ثبوتی است نه اثباتی. به بیان دیگر همانطور که خداوند کرامت را برای انسان قرار داده به دلیل سرزدن برخی رفتارهای ناشایست در پیشگاه او این کرامت از او سلب می شود اما چون ما نمی توانیم آنچه نزد خداوند انجام می گیرد را ببینیم لذا باید برای همه انسان ها کرامت قائل باشیم و حقوق آنها را رعایت کنیم از این رو کرامت اثباتی و مناسباتی برای انسان وجود دارد.

مبلغی با طرح این سوال که آیا عقوبت به معنای از بین رفتن کرامت انسان است، گفت: وجود عقوبت و تشریع آن به معنای نفی کرامت انسان نیست و اگر کسی مجازات می شود باید حقوق انسانی او رعایت شود؛ این رعایت حقوق حتی در شرایط عقوبت فرع بر این است که دارای کرامت است.

او در مورد احترام به کرامت انسانی در کشورهای اسلامی عنوان کرد: باید بحث هایی بین مسلمانان شکل بگیرد چرا که اگر شکل نگیرد دو وضعیت ممکن است رخ دهد: اول آنکه دیدگاه های مخالف با جایگاه انسان کم کمک رخنه کرده و دیگران در مواجهه با این دیدگاه ها آن را به اسلام نسبت دهند و دیگر آنکه در فضای برزخی و خلا فکری قرار بگیریم که آنچه در این فضا رشد پیدا کند، اتهام به اسلام است.

استاد حوزه علمیه قم تاکید کرد: باید حرکتی فکری و نظریه پردازانه را با توجه به جایگاه انسان داشته باشیم تا با قرار گرفتن در فضای برزخی جایگاه انسان را که خداوند بیشترین خطاب و تمرکز را بر او دارد زیر سوال نبریم.

او در عین حال اظهار کرد: در فضای حقوقی اگر احکامی برای متجاوز به حریم انسانی لحاظ شد نباید به معنای نفی کرامت در نظر گرفت.

حجت الاسلام والمسلمین مبلغی با بیان اینکه باید بین کرامت ثبوتی و کرامت در مناسبات تفکیک قائل شد، عنوان کرد: به عنوان مثال ابوسفیان منشا ظلم به پیامبر (ص) بود ولی پیامبر کرامت او را در مناسبات نگه داشت و این یعنی کرامت اجتماعی انسان.

او در پایان با اشاره به این که عقوبت جنبه حقوقی دارد و نه نفی کرامت گفت: به همین خاطر نباید با ادبیات خوارکننده، انسان ها را مخاطب قرار داد هرچند یکسری کرامت های مجرم از او  نزد خداوند سلب می شود.

انتهای پیام

www.shafaqna.com/persian