کرامت ذاتی و اکتسابی انسان
کرامت ذاتی و اکتسابی انسان (فضلناهم علي كثير ممن خلقنا تفضیلاً) همچنين
علامه طباطبايي(ره)، آيه فوق را بيان كنندة برتري ذاتي تمام افراد بشر،
حتي مشركان و كافران بر بسياري از مخلوقات، يعني جنها و حيوانات ميداند و
لكن نسبت به فرشتگان، ذات و عمل آنان را افضل بر ذات و عمل انسان معرفي
مينمايد و تنها براي انسان اين امكان را قائل ميشود كه بتواند با طي
مراحل رشد و كمال و با به دست آوردن استعدادهاي تازه و شكوفا كردن آنها بر
ملائكه نيز تفوق يابد. ايشان ميفرمايند: «ذات فرشته كه قوامش بر طهارت
و كرامت است و اعمالش جز ذلت عبوديت و خلوص نيت حكمي ندارد، از جنس و ذات
انسان كه با كدورتهاي هوا و تيرگيهاي غضب و شهوت مشوب و مكدر است، افضل و
شريفتر است. آري، كمتر اعمال انساني از قضاياي شرك و شامت نفس و دخالت طمع
خالي است. به همين جهت، قوام ذات فرشتگان از قوام ذات انسان افضل و اعمال
فرشته خالصتر و خداييتر از اعمال انسان است؛ اعمال فرشتگان همرنگ ذات
آنان و اعمال آدمي همرنگ ذات اوست. البته اين هم هست كه ممكن است همين
انسانی كه كمال ذاتي خود را به تدريج يا به سرعت و يا به كندي از راه به
دست آوردن استعدادهاي تازه كسب ميكند، در اثر آن استعدادهاي حاصله به
مقامي از قرب و به حدي از كمال برسد كه ما فوق حدي باشد كه ملائكه با نور
ذاتي اش در ابتداي وجودش رسيده، ظاهر كلام خداي تعالي هم اين امكان را
تأييد ميكند.»11 اما به نظر ميرسد مراد از انسان در آيه فوق، نه افراد
انساني، بلكه مقام انسانيت است كه در ذات نيز از فرشتگان برتر و بالاتر
است؛ زيرا اگر چه قرآن كريم فرشتگان را نيز به وصف كرامت ستوده و فرموده:
«و ان عليكم لحافظين كراماً كاتبين»12 و در باره جبرئيل(ع) تصريح نموده:
«انه لقول رسول كريم»13 و لكن اين مقام انسانيت بود كه به جهت شرافت يافتن
به روح الهي، مسجود ملائكة الله قرار گرفت: «فاذا سوّيته و نفخت فيه من
روحي فقعوا له ساجدين فسجد الملائكة كلهم اجمعون الا ابليس...؛14هنگامي كه
كار را به پايان رساندم و در او از روح خود دميدم، همگي براي او سجده كنيد!
پس همة فرشتگان سجده كردند، مگر ابليس....» و خداوند با آفرينش چنين
موجودي، خود را احسن الخالقين ناميد؛ توصيفي كه در آفرينش هيچ يك از
مخلوقات مادي و مجرد خود حتی در باره ملائكه الهی به كار نبرد: «ولقد خلقنا
الانسان من سلالة من طين ... ثم انشأناه خلقاً آخر فتبارك الله احسن
الخالقين؛15 و ما انسان را از عصارهاي از گِل آفريديم ... سپس او را
آفرينش تازهاي داديم. پس بزرگ است خدايي كه بهترين آفرينندگان است.» آية
الله جوادي آملي نيز در اين زمينه فرمودهاند: «ولقد كرمنا بني آدم؛ يعني
ما انسان را گرامي داشتيم؛ چون در خلقت او گوهري كريم به كار رفته است. اگر
انسان مانند ساير موجودات فقط از خاك خلق ميشد، كرامت براي او ذاتي يا
وصف اولي نبود؛ ولي انسان داراي فرع و اصلي است: فرع او به خاك بر ميگردد و
اصل او به الله منسوب است.»16 همچنين فرمودهاند: «از جمله «ثم
انشأناه خلقاً آخر فتبارك الله احسن الخالقين» معلوم ميشود مبارك بودن خدا
از جهت افاضه جسم انسان يا نشئه نباتي او نيست، مربوط به نشئه حيواني او
هم نيست، بلكه مربوط به مقام انسانيت اوست و اين مقام انسانيت است كه مسجود
فرشتگان است و مكرمتر از موجودات ديگر و في نفسه گرامي است.»17 اين
مقام انسانيت، همان است كه حضرت امام(س) از آن به ابو البشر نوراني و
روحاني تعبير نموده كه در واقع، عبارت از نور و روح محمديه ميباشد که قبل
از تمام موجودات حتی ملائکه به وجود آمد، نه آدمي كه از بهشت رانده شد و در
دامنة كوه سرانديب هبوط نمود: «آن ابوالبشر عبارت از نور نوراني محمد(ص)
است كه مظهر اسم اعظم الهي بود؛ لذا در روايات فرمودند: «سبحنا فسبحت
الملائكة و قدسنا فقدست الملائكه» 18 پس آن آدم روحاني، ابوالبشرِ نوراني
اولي است كه به ملائكة الله تعليم الهيه داد و ملائكه از اظلّه او هستند.
منتها اين آدمي كه در دامنة كوه سرانديب افتاد، ابوالبشر روحاني نميباشد،
بلكه اين آدمي بود. منتها آنچه ما بالقوه داريم، او بالفعل داشته است وليكن
اين آدم بعد از وجود ملائك بود، ولي آن ابوالبشر روحاني قبل از تمام
موجودات است و صدور ملائك هم، از اوست.» تقريرات فلسفه امام خميني(س)، عبد الغني اردبيلي، ج 3، ص 234.
«قران آبشاری است که آیاتش جرعه جرعه مستان باده ملکوت را به سمت خود